تبليغاتX
.:| LOVE to LIVE |:.
رفتنت ... (شکایت 81) 

 سلام به دوستهای گلم ...

من خوبم ... شما خوب هستین ؟؟؟

من نبودم خوش میگذشت دیگه ؟؟؟

شرمنده اگه دیر کردم ... یک سری مشکلات ...


 

 

هنگامي كه رفتي ...

 

ابر سياهي شدم كه هميشه دل به باريدن داشت .

از اينكه من را از دست دادي غمگین نباش .

ذاتا چيزي را هم به دست نياورده بودي .

ادامه نداشت اين عشق ما حتي خودت هم باور نداشتي .

 

ما روي عهد هايي كه بسته بوديم  بايد مي مانديم .

اين را من انجام دادم به جاي هر دوي ما .

 

بعد از اين  با من بودن براي تو حسرت باشد .

در زندگي خوب فكر كن .

با من بودن را فراموش كن و به فكر بدون من بودن باش .

 

میدانم ، به خاظر اينكه اهل وفا نبودم . درد كشيدم از وقتي كه به دنيا آمدم .

اکنون هم فقط مثل يك موجودي هستم كه هيچ اميدي ندارد .

 

چه كسي ميداند فردا براي ما چه ميشود ؟

 

بستن زخمهای گذشته ، کار ما نبود .

 

 

این را بدان :

دراين دنياي سه روزه همه چيز دارم  ولي تو هيچ چيز من هستي .

 

 

اين حرف ها را برای تو نوشتم .

 

يك بار ، حتي فقط  يك بار  هم من را نميبيني .

 

 

خدانگهدار ... !!!

 

 

 



 هرکس که تو را ز من بگیرد                 شب تب کند و سحر بمیرد

 


 

 آپ بعدی  هنوز معلوم نیست  

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 13:55
دوستت دارم ... (شکایت 80) 

سلام ...

 

یه مطلب سفارشی .

تقدیم به اون هایی که دوست داشتن یه مطلب شاد بنویسم .

 

این هم یه مطلب شاد . البته به نظر من .

 

تقدیم به :

آبجی سهیلا .  مهتاب .  سالی . نسرین ...

داداش یونس . مهرشاد . مهدی . اشکان ...

 


 

در اين ميان ، در من آتشي است .

هم خسته ام  و هم ويران .

زمانش فرا رسيد ، از چشمهايم اشك ها ميريزد .

فردا نشده آواره ي گرمي دست يارم ميشوم .

هم دل تنگم و هم دل شكسته .

 

در يك آن ، حرف ها در دست هايم گريه ميكنند .

من به آن ها عشق گفتم ، ولي نفرت شده اند .

 

بر من چه ها شد ؟ روحم خبر ندارد .

اگر نگاهم ببيند ، سرنوشتم نمي داند .

هر جدايي شروع تازه يي ست .

اي كاش رفتن تو پايان همه خاطرات بود .

 

ولی با رفتن تو چيزي پايان نيافت .

 

اما برگرد ... تورا دوست دارم .

چگونه دل تنگت شده ام ، كاش ميدانستي .

 

 

يكبار بدان ، فقط يكبار ... دوستت دارم .

 

 

 


 



 این هم وبلاگ دوست های عزیزم علی و احسان :

دلتنگیها

فریاد بی صدا


 آپ بعدی هفتم این ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 14:4
هر روز من برای من حرام است ... (شکایت 79) 

 

چه زيبا ميبينم ، امروزي را كه فردا هاي آن در فريب است .

چه تاريك ميبينم ، سرنوشتي را كه ميخواست به دست تو نوشته شود .

چه غريب ميبينم ، انساني را كه در انتظار سايه يي از توست .

 

اي انسان نما ، ميشينيدم صداي تو را . چه لذت بخش بود براي من .

چه گفتي به من ؟ ، چه كردي با ما ؟

 

در تاريكي هستم . در حسرت نگاهت .

در انتظارت . چه سخت است بي تو بودن .

 

 من تاج سر بودم براي تو ، چه شد ؟

در چشمانت كسي را ميبينم . آن غريبه كيست ؟

 

 

امروز براي اولين بار آغوش تو سرد است .

 

 

امروز با تو بودن را تجربه كردم !

 

ولي  فرداها  براي من حرام است ...

 

 


هر روز براي من حرام است ... 


 www.xAx.blogfa.com 

 

 آپ بعدي 25 اين ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:53